یلدا طولانی ترین شب سال و آغاز فصل سرما و سردی زمستان است. یلدا اجتماع خانوادگی، در کنار کرسی محبت نشستن و عشق را زمزمه کردن است. این آیین باستانی چون نوروز پسندیده زیرا که محبت به یکدیگر در اسلام بسیار سفارش شده است .

 یلدا را همه می شناسند و این آیین باستانی همواره در شب آغاز زمستان در جای جای ایران برپاست. در هر خطه از سرزمین ایران هم یلدا را با فرهنگ و سنت های خودشان برپا می کنند.


 یلدا دومین و مشهور ترین آیین باستانی در گلستان

  "یلدا دومین آیین بزرگ باستانی بعد از عید نوروز در گلستان است. این آیین از نظر مردم شناسی اهمیت بسیار زیادی دارد. در شب یلدا اعضای خانواده سعی می کنند در منزل بزرگتر فامیل که بیشتر پدر بزرگ و یا مادر بزرگ ها هستند جمع شوند_البته اگر این بزرگان در قید حیات نباشند برادر و یا خواهر بزرگ این مسئولیت را به عهده دارد_ تا هم گفتگو داشته باشند و هم به قول گرگانی ها خو و بش کنند. در این شب بزرگ فامیل سعی می کند از مهمانانش که بیشتر فرزندان و نوه ها هستند پذیرایی کند."


یلدا شیرین ترین شب سال است. شب مهربانی و شکستن کینه ها و کدورت هاست. شبی که دلها را به هم نزدیک می کند. یک شب تاریک و طولانی است اما دل های مردمانش روشن به روشنی مهتاب. شب یلدا روشن است زیرا که شب، نورش را از ستارگان و ماه طلب می کند تا راهش را گم نکند. فردای این شب، زمستان سرد و بی فروغ آغاز می شود. اما نورانیت شب یلدا از مهربانی مردمانش و مهتاب مهربانی ست. فردا نزدیک است و رسیدن به خورشید مهربانی انتهای همین راه است.


 هندوانه گل سرسبد میوه های این شب بود

 در زمینه خوردنی های این شب و آنچه که دراین خطه از گذشته مرسوم بوده و امروزه کمی تغییر کرده می گوید: "در گذشته در این شب سعی می شده که شام سبک و کم چرب باشد زیرا بعد شام باید از تنقلات مخصوص این شب و هندوانه که گل سرسبد میوه های این شب بوده استفاده شود و این چربی با هندوانه سازگاری نداشته، بنابراین هر خانواده ای به فراخور وضعیت مالیش غذایی تهیه می کرده، قورمه سبزی، قیمه، دمی، چلو گوشت، "در این شب پس از خوردن شام اگر تعداد مهمان ها کم بود دور کرسی می نشستند و بساط میوه خوران راه می افتاد اما اگر تعداد زیاد بود روی زمین در کنار بخاری هیزمی جمع می شدند."


 "در گذشته مردمی که در شهر زندگی می کردند چوب را از افرادی که هیزم می فروختند خریداری می کردند و اگر در روستا بودند از شاخ و برگ درختانی که در کنار مزارع شان کاشته بودند و یا شاخه های هرس شده باغ هایشان استفاده می شد."


در قدیم مردم هندوانه را در سردابه نگه می داشتند

 از میوه های مخصوص این شب که از گذشته مرسوم بوده می گوید: "از میوهای مخصوص این شب می توان از انار که میوه ای کمیاب محسوب می شد و بیشتر به صورت خشک شده مصرف می شد نام برد. چون مثل امروز نمی شد انار را تازه مصرف کرد. سیب و مرکبات نیز از میوه های دیگری بود که مردم در این شب استفاده می کردند. البته امروزه دیگر هر نوع میوه ای را می توان سر سفره یلدا استفاده کرد. اما در گذشته چنین نبود و فقط از چند نوع میوه خاص که مهمترینشان هندوانه بود استفاده می کردند. همه منتظر می شدند تا یک نفر این هندوانه را در داخل مجمعه قرار داده و همه دور این سینی جمع می شدند تا ببینند که آیا هندوانه رسیده است یا نه! برای این کار هم ابتدا از ته هندوانه برش گردی می زدند اگر قرمز بود، مشخص بود رسیده است. این لحظه ای هیجان انگیز بود و کمی هم نگران کننده. نگرانی از این بابت که نکند هندوانه نارس باشد و... پس از اینکه این کار به خیر می گذشت، برای هرکس یک قاچ هندوانه در ظرفی می گذاشتند و با دندان و گاز زدن آن را نوش جان می کردند. این میوه به قدری کمیاب بود که مردم فقط در شب یلدا می توانستند آن را بخورند! دراین شب بعضی ها هندوانه را تا ته سفیدش می خوردند. البته امروزه گفته می شود هندوانه نفخ آور است اما اگر با ته سفیدش خورده شود نفخش از بین می رود."


 "مردم نمی توانستند هندوانه بخورند چون سردخانه ای نبود و هر خانواده ای می بایست برای شب یلدا هندوانه ای خوب و پوست کلفت را به این دلیل که دیرتر خراب می شود از فصل تابستان با طناب هایی از جنس پنبه یا کتان در سردابه که در حیاط هر خانه ای ساخته می شد آویزان می کرد تا شب یلدا فرا برسد. قدیمی ها می گفتند هندوانه خاصیتش سرد است. با خوردن آن در شب چله که اولین شب زمستان است به سرمای زمستان عادت خواهی کرد." وی در باره سردابه هم توضیح می دهد: "در قدیم یخچال وجود نداشت ومردم در حیاط منزلشان زمین را می کندند و سپس سقفی و در ودریچه ای برایش تعبیه می کردند واین حکم یخچال را داشت. و....

* مجید رمضانی فرد پژوهشگر مردم شناسی وباستان شناختی